خفن ترین جادوگر قرن Close
تبلیغات در بلاگ اسکای
چهارشنبه 28 شهریور ماه سال 1386
وقتی ستاره می شوی

وقتی برهنه پا

بر لب جوی کودکی

روی نگاهها می دوی

 

وقتی برهنه پا

در تنگ تنهایی خود

چون شاه ماهی

روی نگاهها می سُری

 

وقتی که در یکتایی خویش

برهنه پا

چون ترانه ها

بر گوشها می رقصی

 

وقتی ستاره می شوی

چشمانت ستاره می شود

 

چشمانم جرقه می زند

وقتی ستاره می شوی

 

وقتی پیاده می دوی

پشت سر خیال من

برهنه پا، بر دلم

دستانم بال می شود

 

چشمانت ستاره می شود

وقتی پروانه می شوی

 

برهنه پا، گشاده بال

بر گلبرگ آسمان

ستاره می شوی

 

احاطه می شوم

وقتی ستاره می شوی.

یکشنبه 25 شهریور ماه سال 1386
این صندل رسوایی...

یکشنبه هفته پیش بالاخره یه لپ تاپ خریدم که بتونه تو کار برنامه نویسی به من کمک کنه. راستش پولشو به سختی جور کردم. شبش هم رفتیم یه عروسی توی یکی از باغهای لواسان. قاطی و پاطی. من و آزاده که فقط قلیون زدیم. همه فقط عشق لخت شدن داشتند و هیچکس به غیر از خود عروس لباس زیبا تنش نبود. یه خانمی هم بود که یه تونیک پوشیده بود نقره ای براق. از اون لباس خیلی خوشم اومد و به نظرم جذاب بود. پاهای کاملاً لخت خانمه در برابر لباسش اصلاً به چشم نمیومد. یه دختره هم اومده بود که انگار کاسب بود! موهای اجق وجق و دامن توری فنری که فقط شورتش رو پوشونده بود. جل الخالق!

نمی دونم ما تا کجا پیش میریم اما مطمئنم که اگه اینجا انقلاب نمیشد ما الان بدتر از ترکها و عربها و هندیها جوگیر می شدیم. اینو از اولین باری که شبکه های ماهواره ای ترکیه رو دیدم مطمئن شدم. انگلیسیها یه شعار دارند که میگن اگر می خواهید به عربها حکومت کنید شکم و زیر شکم اونا رو سیر نگه دارید (فرق بین عربستان و کویت و امارات با سوریه و اردن و عراق و ...) و اگر می خواهید به ایرانیها حکومت کنید شکم و زیر شکم اونا را تا حد ممکن گرسنه نگه دارید. به نظرم مردم ما سیر بودند که انقلاب کردند، به نظر شما چی؟!

شنبه 10 شهریور ماه سال 1386
پیش به سوی پیروزی

Vision,

Typhoon,

Wisdom,

and then   FREEDOM

   1      2    >>