در میان فواصل سرد آرپژها
این اشک من بود که روی میز می چکید
در میان این فواصل سرد
برفها بود که می بارید
فاصله های سرد،
بین خود را
با جانهایی گرم
پر کرده بودند
و پس از همه این سالها
سومین رفیق بود



