از آن سه رفیق
حالا
تنها یک نفر مانده
بر لب جوی
ستاره ها را لگد می زند
اولی راست و دروغ
عاشق نبود
فرهاد نبود و شیرین داشت
دومی فرهاد بود
و بی تیشه
ریشه اش از جا کنده شد
سومی اما
همیشه تنها بود
از آن سه رفیق
حالا
همین یک نفر مانده
فرهاد نبود و شیرین نداشت
تنها بود و فریاد داشت.
آبان ۱۳۸۶ |